2 سال و نه ماهگی نازنینم ...
سلام دختر نازنینم ... سلام گل زندگیم ... 2 سال و نه ماهگیت مبارک خوشگل من ... دختر نازنینم هر لحظه و هر ثانیه خدا رو شاکرم به خاطر وجود نازنینت تو لحظه لحظه های زندگیمون که شیرینی و نقل و نبات ثانیه ها و لحظات ما شدی ... به قدری شیرین زبونی می کنی و به قولی حرف های قلمبه سلمبه میزنی که فقط غش و ضعف می کنیم از این بلبل زبونی ها این ماه یه سفر چند روزه به مشهد و یه سفر هم به اراک داشتیم. چون مامان مریم رفته بود مکه و نبود ما و باباجون اینا هم رفتیم مشهد. تو هواپیما که تو صندلی خودت پیش خاله فاطمه نشسته بودی و کلی صحبت و بازی می کردید. وقتی هم که رسیدیم هتل چون دو تا اتآق مجزا بودیم همش بین اتاق ها در ...
نویسنده :
مامان مژگان
15:44




